کلاس های خبرنگاری و همراهی دوباره با خبرنگاران خوش ذوق پانا

به همت سازمان دانش آموزی ناحیه دو آموزش و پرورش و با همکاری خوب سرکار خانم رحمان بخش و همکاران سخت کوش ایشان در کانون فاطمه زهرا(س) در تابستان امسال دوباره خبرنگاران جدیدی از پانا در کلاس های خبرنگاری حضور یافتند و با علاقه تمام سعی در یادگیری فنون خبرنگاری داشتند تا هر چه زودتر آموزه هایشان را امتحان کنند 

ادامه نوشته

به بهانه روز خبرنگار

یاد روزهای خوب دوران خبرنگاری بخیر  

یاد ایام بخیر روز های سخت کاری خبرنگاری را می گویم چه ذوق می کردم که خبرنگار شده ام از این جلسه به آن جلسه از این نوشته به آن نوشته ، گاه اجتماعی می نوشتم گاه سیاسی گاه پوشش خبری می کردم گاه بدنبال لقمه ای نان رپرتاژ می گرفتم  و یک روز تهران و روزی دیگر تبریز یا ارومیه و یا هر شهری که مسئولی به آن شهر سفر می کرد واقعا یادش بخیر

ادامه نوشته

MBO چیست و چه کاربردی دارد؟

مدیریت برمبنای هدف(MBO):

واژه MBO از جمله واژه های پرکاربردی است که در حوزه مدیریت و روابط عمومی مطرح است و می تواند استراتژی راهبردی سیستم های مذکور در پیشبرد برنامه های سازمانی باشد لذا وقت گذاشتن برای مطالعه و شناخت این واژه چند دقیقه وقت شما را نمی گیرد.

ادامه نوشته

کمی آن سوی ارتباطات (2)

«اگر ثروتمند نيستي مهم نيست، بسياري از مردم ثروتمند نيستند»
«اگر سالم نيستي، هستند افرادي که با معلوليت و بيماري زندگي مي کنند»
«اگر زيبا نيستي برخورد درست با زشتي هم وجود دارد»، «اگر جوان نيستي، همه با چهره پيري مواجه مي شوند»
«اگر تحصيلات عالي نداري با کمي سواد هم مي توان زندگي کرد»، «اگر قدرت سياسي و مقام نداري، مشاغل مهم متعلق به معدودي انسان هاست»
اما، اگر «عزت نفس » نداشته باشی ، مطمئن باش هيچ نداري و نخواهی داشت

کمی آن سوی ارتباطات

رمضان را می گویند ماه خداست اما باور من یک چیز دیگر است رمضان شاید بیشتر از آنکه ماه خدا باشد ماه ما انسانهاست که بنوعی بخود برگردیم و گذشته هایمان را در خلوت  با خدای عزیز و مهربان  ورق بزنیم و  همانگونه که زبانمان به خوردن نعمات در وقت مقرر ممنوع است دلهایمان نیز به کدورت و بدگویی و دروغ ممنوع باشد و سعی کنیم با این بهانه که کمی شاید احساس گرسنه گی در فاصله دو اذان صبح و مغرب به جانمان می نشیند کمی ان طرفتر ، به کوچه هایی که نیاز، در خانه هایشان نشسته است سری بزنیم و با اندکی سخاوت لبخند را بر لبان محرومان و کودکان محروم بنشانیم به گمانم لذت این نوع روزه بسیار زیباتر از آن است که در رستورانهای مجلل برای اطرافیانمان غذاهای رنگین سفارش دهیم  امید که بندگان واقعی خدا باشیم و روزه هایمان مورد قبول و رحمت مهربان مهربانان، مهربانانه شامل حالمان باشد 


امتحانات تمام شد

بالاخره بعد از یک ترم کلاسهای درس تمام و ماحصل چیزی نماند جز خاطراتی زیبا با دوستانی جدید که هر یک دارای قابلیت های خاص خودشان بودن . همه به نوعی محترم و ارزشمند . امیدوارم  همیشه و در همه حال موفق و پیروز باشند  

نمونه سوالات خبر نویسی

با توجه به شروع امتحانات نهایی دانشجویان نمونه ای  از سوالات خبر نویسی را در سایت قرار دادم تا مورد استفاده دانشجویان عزیز قرار گیرد
ادامه نوشته

یک سال گذشت و سالی جدید با همه امیدها و آرزوها باز آمد

 

 یک سال گذشت و سالی جدید با همه امیدها و آرزوها باز آمد تا ماندن و رسیدن به آمالمان را با تلاش و تکاپو  نشان دهیم سالی با همه اندوخته­ها و داشته ها و نداشته­ها ، غصه­ها و غم­ها و خوشی­ها و شادی­هایش را دیدیم و چشیدیم و لمس کردیم و منتظر ماندیم تا شاهد روزهای خوبی باشیم که در سال جدید به انتظارش نشسته بودیم و اینک آن سال رسید و آن همه آمالی که باید از او بستانیم

 هر چند این آرزوها شیرین هستند و پوشش و بهانه­ای برای آن همه کاستی­ها اما یاد خدا و دل بستن به بزرگی و لطف او از همه آنها شیرین­تر و زیباتر ، حال فرق نمی­کند که این آرزوها در چه روز و ساعت و تاریخی به وقوع بپیوندد اگر لطف و عنایت خدا بر این باشد که محقق شود دعاکنیم که سایه رحمتش را از ما نگیرد و آن چه مصلحت است و هر زمان که خود اراده کند ما را به امیال و آرزوهایمان برساند.

بارالها ِطراوت بهار را با عشق وجود بی همتا یت در هم آویز و رحمت بی پایانت را چون جوبیار بر ما جاری ساز آنگونه که اراده توست متحول گردیم .

انتشارات اندیشه سهیل مجوز فعالیت گرفت

  انتشارات اندیشه سهیل با هدف انجام فعالیت در حوزه چاپ و نشر کتاب از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز فعالیت گرفت

 مدیر مسئولی این انتشارات را اقای مهدی محمدپور  نویسنده معروف «کتاب طوفان درپرانتز» بعهده داشته که سابقه چندین ساله در حوزه فرهنگ و ادب کشور دارد ایشان ضمن تدریس در دانشگاه چندین کتاب در حوزه ارتباطات نیز در دست چاپ دارد

داستان طوفان در پارانتز

 

معرفي مختصر كتاب: طوفان در پارانتز
در اين داستان، نوجواني با نام "ياشار" پس از سال‌ها انتظار براي ديدن عمو رحمان و پسر بيمارش قاسم، كه قرار است براي مداوا به تهران بيايند،متوجه مي‌شود كه آن‌ها در مسير تهران ـ تبريز تصادف كرده‌اند. عدم مراجعه‌ي عمو و پسرش، ياشار و پدر را بر آن مي‌دارد كه پس از سال‌ها به ديدن آن‌ها بروند. اما آن‌ها نااميد از يافتن عمو و قاسم راهي تهران مي‌شوند، پس از عزيمت به تهران، ياشار با موتور سيكلتي تصادف كرده، چندروزي در بيمارستان بستري مي‌شود. او در طول مدتي كه در بيمارستان بستري گرديده با جواني نقاش آشنا مي‌شود. تصوير جواني كه از لبه‌ي پرتگاه در حال سقوط است و پيرمردي كه فقط مي‌تواند آن طرف پرتگاه، مرگ جوان را به نظاره بنشيند، آخرين تابلويي است كه جوان نقاش قبل از مرگ خود به تصوير مي‌كشد و آن را به ياشار هديه مي‌دهد. ياشار از مشاهده‌ي اين تابلو به رازهايي پي مي‌برد و...